این رباعی برایم جالب بود:

یک رباعی از «عنصری بلخی» ملک الشعرای دربار غزنویان (رئیس شاعران دربار)

در عشقِ تو، کس، پای ندارد، جز من

در شوره کسی، تخم نکارد، جز من

با دشمن و با دوست، بدت می گویم

تا هیچکست، دوست ندارد، جز من