نمی دونم چه طوری شروع کنم و از کجا شروع کنم فقط اینو می دونم که چند ماهه بیکارم
من از دهم اسفند به خاطر بیماری ویروسی کرونا بیکار شدم و توی خونه منتظرم که این روزا تموم بشه
روزهای سخت برای مردم
برای اونایی که مستاجرن، بدهکارن و قسط دارن
سال ۹۸ سال خوبی نبود نوروز با سیل شروع شد و عده زیادی هم اعضای خانوادشون رو از دست دادن
بعد از ی مدت آلودگی هوا، باعث شد چند روز تا چند هفته مدارس تعطیل شدند. بعد بنزین گرون شد. مردم ناراحت شدند عصبانی شدند چون درآمدشون کفاف هزینه ها رو نمی کرد و همیشه گرون شدن بنزین یعنی گرون شدن همه چیز. بی نظمی شد، تظاهرات و شلوغی. اینم باعث شد که کسب و کارها آسیب ببینه. ما توی اون روزا منتظر مشتری بودیم و کاسه چه کنم چه کنم به دست گرفته بودیم. ناآرامی ها ادامه داشت تا این که کمی اوضاع آرام شد.
دوباره تشویش و نگرانی با درگیری های ایران و امریکا در منطقه خاورمیانه، امریکا سردار سلیمانی رو مورد هدف قرار داد و ایران را متشنج کرد. حال همه بد بود و همه نگران بودند که چه می شود. ایران به پایگاه امریکا در عراق حمله کرد و به اون ها فهموند که حواستون باشه نمی تونید به ما حمله کنید. اما نمی دونم یهو چی شد که ی هواپیمای مسافربری ایران مورد اصابت قرار گرفت و دوباره ملت ایران عزادار شدند. نکته این جاست که حمله موشکی از طرف خودمون بود و خودمون رو داغدار کرده بودیم. هنوز داشتیم با این مصیبت سر میکردیم که کرونا اومد و همه ایران رو درگیر ی مصیبت کرد: بیماری، مرگ، غم، بی پولی و بیکاری
این روزا می بینم که داره زندگی جریان پیدا میکنه، درسته که هنوز بیماری وجود داره اما مردم خیلی هاشون با مراعات کردن بهداشت سعی میکنند به زندگی ادامه بدن و اینه که به من می گه این روزا تموم میشه