چند روز است که به مسایل مربوط به خودم و خانواده فکر می کنم. گاهی وقت ها نمی دانی چه طور می توانی از پس مشکلات برآیی. برنامه ریزی می کنی اما شرایط امروز جامعه ما هر برنامه ای را به هم می زند و تو سر در گم از این که چطور می توانی ادامه دهی، به این سو و آن سو می زنی.

امروز تا آخر ماه چه طور می توانم مخارج ضروری را تامین کنم؟ این سوالی است که از خود می پرسم و همان طور که در خیابان قدم می زنم یا در داخل اتوبوس هستم با خود زمزمه می کنم که: آیا باید از پس انداز خانواده این مخارج را تامین کنم؟ و بعد به خود می گویم: خوب این پول هم تمام می شود و بعد به این که چه طور می توانم درآمد اضافی داشته باشم فکر می کنم و ...

این تازه بخشی از افکار من است. چیزهای دیگری هم وجود دارند که اصلا در مسایل مادی نمی گنجند و البته مسایل مادی در برطرف کردنشان بسیار اهمیت دارند اما به یک اقدام معنوی نیاز دارند و شاید بیشترین درگیری فکری من همین ها باشد.