تکه هایی از یک فیلم
از سر کار اومدم خیلی خسته بودم و حال هیچ کاری رو نداشتم رفتم سراغ کامپیوتر و همین طور فولدرهای فیلم رو باز می کردم تا شاید ی فیلمی که خستگی مو در کنه پیدا کنم. یک هو فیلم گتسبی نظرم رو جلب کرد. اول فیلم مردی کنار یک روان شناس در حال به یاد آوردن خاطراتش بود:
پدرم به من می گفت: «همیشه تلاش کن تا بهترین خصوصیت افراد رو ببینی» در نتیجه من از قضاوت در مورد دیگران خودداری می کنم.
اول فیلم همین یک جمله کافی بود تا من به فکر فرو بروم. یعنی ما می توانیم کنار همه آدم ها باشیم اگر به این موضوع فکر کنیم و بتونیم بهترین خصوصیت افراد رو پیدا کنیم.
در قسمت های دیگر فیلم می بینیم که:
من از پرستار پرسیدم که دختره یا پسر و اون گفت: «دختره» و من زدم زیر گریه. خیلی خوشحالم که دختره و امیدوارم ی دختر احمق بشه. این بهترین چیزیه که ی دختر تو این دنیا می تونه باشه. «کوچولوی زیبای احمق» تمام چیزای با ارزش زود ناپدید می شن و دیگه برنمی گردن