امروز روز اول حضور در کلاسم بود «تئوری مدیریت»

روز اول دوره مدیریت در دانشکده اقتصاد تهران

برای من یادآور روزی بود که همراه مامان رفتم آمادگی

توی دهه پنجاه به پیش‌دبستان می گفتند «آمادگی» و مامان منو با یک صندوق فلزی که روی آن عکس کارتنی انسان‌های اولیه بود برد کلاس آمادگی.

کلاس مختلطی که از دخترهای کوچیک و پسرهای کوچیک تشکیل شده بود خوب یادمه که ما با کاغذهای رنگی اشکال مختلف درست می کردیم و من فقط قایق درست کردن رو یادم مونده. من توی کلاس کنار ایرج نشستم و خوب یادمه که هر روز مامان منو می برد و بعد برمی گردوند، یک مسافت طولانی.

و من امروز به یاد مامان بودم و با خودم می گفتم مامان جان نگاه کن دارم ادامه می دم و همین جا توی این سن دارم حست می کنم. ممنون که راه رو نشونم دادی و همراهم بودی.