امشب سر کارم درسته از شیفت شب خوشم نمی یاد اما ی خوبی ای که داره اینه که می تونم بنویسم چقدر دلم برای نوشتن تنگ شده بود چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود و حالا نشستم منتظر تا پرسنل کارشون تموم بشه و من برم. همین الان یکی از پرسنل اومد خودکارش رو نشونم داد و گفت ی خودکار نو داری بهم بدی گفتم آره رفتم داخل کمد و ی خودکار آبی نو براش آوردم. خودکار کهنه را بهم داد و گفت این برای تاریخ 1402/02/17 یک سال ازش استفاده کردم. خندید و منم بهش گفتم خب امیدوارم اینم یک سال نگه داری البته اگه سال بعد من پیش تون باشم. خندید و گفت انشاالله که هستی.
+ نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 23:20 توسط
|