این روزها علاوه بر دلتنگی و غمی که بر زندگیم مستولی شده، خیلی چیزها هم باعث می شه که ناراحت بشم و با خودم بگم که خداجون قراره چه چیزی رو متوجه بشم. آدم وقتی سنش بالا می ره دیگه مثل گذشته ها زندگی نمی کنه. هر چیزی که پیش می یاد به جزییات اون فکر می کنه و با خودش می گه قراره من چه چیزی رو بفهمم. منم دیگه مثل گذشته نیستم. منم دیگه مثل گذشته زندگی نمی کنم. قبل از این که آسیب بببینم همه جوانبش رو می سنجم. می دونم که گاهی وقت ها خیلی اذیت می شم اما زندگی مدام ما رو در شرایطی قرار می ده که مدام می خواهیم کاری کنیم که تکرار نشه نه برای خودمون نه برای بچه ها مون.