مامان جان ازت ممنونم
فردا قراره بریم سفر، مامان جان داریم می یاییم پیش تو. مامان جان قراره برات ی مراسم دیگه برگزار کنیم. قراره جمعه مراسم چهلمت رو برگزار کنیم. مامان جان ما هممون خوبیم. مامان جان همون طور که بهت قول داده بودم حواسم به همه هست. مامان جان همون طور که ازم انتظار داشتی مواظب همه خواهر برادرها هستم. یادت می یاد بهم زنگ زدی که شهریور بریم روستا. یادت هست گفتی بریم اون جا جلوی در ورودی خونه رو سنگ کنیم. مامان جان داریم می ریم روستا اما تو نیستی. مامان جان خیلی دلم می خواست کاری کنم که خوشحال بشی، خیلی دلم می خواست که ی زندگی راحت برات مهیا کنم، سعی خودمم کردم اما نموندی که همه رویاهامو دربارت انجام بدم. مامان جان، نیستی ولی سعی می کنم برای خونوادم این کارها رو بکنم. سعی می کنم لااقل برای بابا کم نذارم. بابا این روزا حالش خوبه فقط دلتنگ توِ. همه، حواسشون به اونه. هیچ وقت تنها نیست. خیالت راحت.
دوست دارم مامان
تو الگوی منی
تو بهم یاد دادی بهترین ها رو بخوام
تو بهم یاد دادی تلاش کنم برای زندگی بهتر و راحت تر
تو بهم یاد دادی اصلا به بدی دیگران توجه نکنم
تو بهم یاد دادی همه رو دوست داشته باشم
تو بهم یاد دادی هر کاری از دستم بر می یاد برای همه انجام بدم
مامان جان هر چی که از تو، توی ذهنمه زیباست
اونقدر بهم عشق و محبت کردی که اصلا احساسِ نیاز ندارم
فکر می کنم برای همینه که می تونم تنهایی رو تحمل کنم
ممنونم
ازت ممنونم