وقتی دلت تنگ میشه میگردی دنبال یکی که باهاش حرف بزنی. همین الان دلم میخواد با یکی حرف بزنم، دلم میخواد گریه کنم. مامان جونم نیستی که بهت زنگ بزنم دلم برات تنگ شده. این روزا دارم به لحظههایی که باهات گذروندم فکر میکنم. پارسال این موقعها رفتیم مسافرت. من تمام تلاشم رو میکردم که تو استراحت کنی اما بابا نمیگذاشت من سعی میکردم مهران کارهای مربوط به بابا رو انجام بده و تو استراحت کنی.
تو رویاهام همش داشتم برنامه سفر برات میریختم. همش میگفتم چه طوری بهت کمک کنم. اما تو ما رو گذاشتی و رفتی.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد ۱۴۰۱ ساعت 14:11 توسط
|