دیروز برای اولین بار به مرگ فکر کردم. به نبودن، به این که چرا هستم؟ چرا این قدر تحمل می کنم؟ اصلا برای کسی اهمیت دارد؟

مرگ واقعا برای آنهایی که زندگی شان به سر رسیده پایان است.

پایان برای همه چیز

این روزها دیگر دلخوشی ای ندارم. هر چه تلاش می کنم به بن بست می خورم و فقط می خندم. آیا کسی تا به حال به خنده های آدم ها فکر کرده؟ خنده هایی که در پشت آن خشم، نیستی، پوچی و تنهایی نهفته است. به آدم هایی که می خندند توجه کنیم. به آدم هایی که شاید امیدشان شما باشید، توجه کنیم. من خسته شدم، خسته از این همه ...